ايرج افشار

181

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

سواران طوايف شكاك را دور خود جمع نموده بود در هواسين شروع به شرارت [ كرد ] و درصدد اجراى مقاصد تمرّدآميز خود برآمد و به پاره‌اى از پستهاى فوج آذر حملاتى نمود . لشكر مجبور شد با عرض مراتب به خاكپاى ملوكانه ارواحنا فداه درصدد جلوگيرى و قلع و قمع آن برآيد . در ضمن گرفتن اين تصميم ايلات هركى كه باز به تحريك سمتگو و ساير ايلات خارجى در جوش و خروش آمده بودند كوس ياغيگرى زده و در حدود اشنويه اغتشاشاتى را توليد نمودند . لشكر بدون فوت وقت بالمراجعه به مقتضيات وقت و نقشه كه اكراد در نظر گرفته‌اند به فرماندهء تيپ رضائيه دستور جمع‌آورى قوه و تهيّهء وسايل اوّليه تدافعى را داد كه بدوا تا رسيدن كمك قواى خود را جمع‌آورى نموده از پيش‌آمدهاى غيرمترقبه قبلا جلوگيرى و ضمنا از طرز نقشه و خيالات باطنى اكراد اطلاعات كافى به دست آورد تا دستور مكفى داده شود . فوج آذر مخصوصا به علت نزديك بودن به قواى سميتقو و واقع شدن در محوّطهء مركزى اكراد شكاك بيشتر طرف تعرّض واقع مىشدند . به فوج مذكور نيز دستور داده شد قواى خود را در سربازخانه تمركز داده خط تدافع تشكيل [ دهد ] و با گذاشتن پستهاى كوچك در مراكز عمده و خطوط سير اكراد وضعيت آنها را روشن نمايد . در 17 شهريور 1305 راپورت فرماندهء اردوى بانه حاكى بود كه اشرار به طرف استحكامات شهر حمله‌ور شده و از طرف اردو حملات مذكور دفع گرديده است . اردوى مختلطى از سوار و پياده و يك دسته توپخانهء كوهستانى تحت فرماندهى سرهنگ گيگو فورا براى كمك با اردوى غرب از راه مياندواب به ساوچبلاغ حركت كرد ، 21 شهريور وارد ساوچبلاغ گرديد . طبق دستورى كه داده شد يك بهادران به اوزون درهء راه سردشت و يك بهادران به قره‌چلان راه منگور براى جلوگيرى از تهاجمات اكراد اعزام نمود . نظر به پيش‌آمد سردشت لشكر مجبور شد نقشهء تقسيمات اردو و مقصد خود را تغيير داده بقيهء تيپ تبريز كه در اين موقع به ساوچبلاغ رسيده بود با اردوى اعزامى به سردشت ملحق و تؤاما تشكيل دو ستون يكى تحت فرماندهى نايب سرهنگ محمودخان امينى كه عبارت از همان اردوى اعزامى بود و ستون دوم تحت